تبليغاتX
گرنک
فرهنگ مردم کازرون

«گويش ها» «غذاها» «بازي ها» «داستان ها» «ضرب المثل ها» «اشعار شاعران» «طب سنتي» درباره ی کازرون

درود بر همراهان گرامی

در یکی از وبلاگ های کازرونی با عنوان خنجولک مطلبی جامع و کارآمد درباره ی متگدّیان جدیدالورود پاکستانی نگاشته شده بود، که گویی در جایی دیگر با چند بازدید کننده ی محترم افغان  بحث هایی کرده بودند که با واکنش های مختلف از طرف اتباع افغانی هم مواجه شده بود.در کامنتی در آن جا نوشتم که  من با افغان ها به خصوص شیعه هایش مشکلی ندارم و حقیقتاً بدی از آنها ندیده ام،من افغانی ها را دوست دارم به خاطر این که دزدی، خیانت، و دروغ در وجودشان نیست.افغان ها آریایی های اصیلی هستند که هویّت آریایی خود را فراموش نکرده اند و حتّی دوستانی هم در بین آن ها (اعم از شیعه و سنّی) دارم که واقعاً به خلوص نیّتشان ایمان دارم. امّا چند مدّت پیش با چیزی رو به رو شدم که تا حدّی نظر مرا در مورد سنّی هایی که در اطراف کازرون و در کومه های دست ساز خویش زندگی می کنند تغییر داد و البتّه خود انگیزه ای برای  زدن این پست جدید که معرّفی بازی قدیمی و کازرونی «هِشتُم-هِشتُم» است، شد.

چند مدّت پیش با چندتا از این سنّی های آهن فروش اطراف شهر سر و کار داشتم. صبح زود با اون هیکلای گنده که از فرط عبادت این طوری شده، نشسته بودند و به «دوز بازی» یا همون «هشتم،هشتم خودمون» مشغول بودند، قیمت رو که پرسیدم خیلی بالا گفتن ، وقتی هم گفتم حالا نمی شه کمی ارزون تر حساب کنین فرمودند:قیمت همینه می خوای ببر نمی خوای برو به سلامت.می دونین یاد چی افتادم؟: صحنه ای از فیلم زیبای «تنگسیر» که شیر محمد در محضر آقایون التماس می کرد و اونا در حال کشیدن قلیون می گفتن:«اَه باز این بیچاره ی پاپتی اومد.برو گمشو».پیش خودم فکر کردم که ایرانی تا چه حد باید خوار بشه که مهاجرینی که برای کار و فرار از جنگ و گرسنگی به این جا پناه آوردن بهشون زور بگن؟خداییش این حق ایران و ایرانیه؟ بگذریم و بریم سراغ معرّفی بازی:

« هِشتُم-هِشتُم »

در این بازی دو نفر شرکت دارند.بازیکنان ابتدا بر زمین مربّعی را رسم می کنند و سپس عمد منصّف اضلاع را می کشند.هر بازیکن با خود سه مهره دارد که این مهره ها می تواند هسته ی خرما یا سنگ ریزه یا هرچیز دیگر باشد که مهره های هر بازیکن از نظر شکل یا رنگ باید با مهره های بازیکن دیگر تفاوت داشته باشد. بازیکنان به نوبه ی مهره های خود را بر یکی از محل های تقاطع خطوط مربّع می گذارند.هر بازیکنی که بتواند زودتر از دیگری مهره های خود را بر نقاط تقاطع و در یک ردیف قرار دهد برنده است.این بازی در صورتی که بازیکنان اشتباه نکنند گاه تا دقیقه ها طول می کشد.

سبز و پایدار باشید






+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 2:5  توسط  فرهنگ دوستان کازرون  | 

درود بر همه ي شما دوستان عزيزتر از جان


به مناسبت روز خجسته ي کورش بزرگ ، با مختصري درباره  اين مرد بزرگ تاريخ، شعري که به نظر خودم بسيار زيبا آمد تقديم حضورتان مي کنم.اين روز بزرگ که بايد آن را جشن ملّي ناميد مبارک باد.

کوروش دوم، بنيان‌گذار پادشاهي ايران و آغازگر سلسله هخامنشيان، پس از تسخير بابل، در بابل تاج‌گذاري کرد و اعلام عفو عمومي داد؛ اديان بومي را آزاد اعلام کرد؛ براي جلب محبت مردم ميانرودان (بين‌النهرين)، مردوک که کهن‌ترين خداي بابل بود را به رسميت شناخته، او را نيايش کرد و سپاس گفت. او هيچ گروه انساني را به بردگي نگرفت و سپاهيانش را از تجاوز به مال و جان رعايا بازداشت. او تمامي کساني را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ايشان بازگرداند. کوروش همچنين قوم يهود را نيز از اسارت و بيگاري در بابل آزاد کرد.
به دستور کوروش، شرح وقايع و دستورات وي روي يک لوح استوانه‌اي سفالين نگاشته شد به عنوان سنگ بناي يادبودي در پايه‌هاي شهر بابل قرار گرفت.گوشه اي از نوشته هاي منشور:

منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد، شاه چهار گوشه ي جهان. پسر کمبوجيه، شاه بزرگ … نوه ي کورش، شاه بزرگ … نبيره ي چيش پيش، شاه بزرگ …آنگاه که بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم، همه ي مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهرياري نشستم. مردوک خداي بزرگ دل هاي پاک مردم بابل را متوجه من کرد … زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم.ارتش بزرگ من به صلح و آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلي بابل و جايگاه هاي مقدسش قلب مرا تکان داد … من براي صلح کوشيدم.من برده داري را بر انداختم، به بدبختي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم که همه ي مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم که هيچکس اهالي شهر را از هستي ساقط نکند.مَردوک خداي بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهرباني اش را ارزاني داشت. ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم …

کورش هرگز نخواب


دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد.
بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکيد، البرز لب فرو بست.
حتا دل دماوند، آتشفشان ندارد
ديو سياه دربند، آسان رهيد و بگريخت
رستم در اين هياهو، گرز گران ندارد.
روز وداع خورشيد، زاينده رود خشکيد
زيرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند
گويي که آرش ما، تير و کمان ندارد
درياي مازني ها، بر کام ديگران شد
نادر، ز خاک برخيز، ميهن جوان ندارد
دارا کجاي کاري، دزدان سرزمينت
بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد
آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است
اما چه سود، اينجا نوشين روان ندارد
سرخ و سپيد و سبز است اين بيرق کياني
اما صد آه و افسوس، شير ژيان ندارد
کو آن حکيم توسي، شهنامه اي سرايد
شايد که شاعر ما ديگر بيان ندارد
هرگز نخواب کوروش، اي مهر آريايي
بي نام تو وطن نيز نام و نشان ندارد
                                                          (برگرفته از سایت ایساتیس)

روح بلندش شاد و ياد عزيزش تا ابد گرامي باد



+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 0:31  توسط  فرهنگ دوستان کازرون  | 

1-دُم گُوی (دُم گاوی)

امروزه در کازرون، جوانان پرشور و نشاطی که هنوز به دام باندهای اهریمنی توزیع موادّ مخدّر و جدیداً داروهای روان گردان نیفتاده اند و البته در روشی نکوهیده اهل زد و خورد و کتک کاری هستند یک اصطلاح رایج را که نام وسیله ای دفاعی است(البته اکنون دیگر دفاعی نیست و تهاجمی است) در گفتگوهایشان زیاد به کار می برند(البته بعد از قمه و شمشیر و ...)و آن «دُم گاوی» یا به لهجه شیرین کازرونی «دُم گُوی» است.این جوانان به هر نوع چماق یا گُرزی برای حفظ گویش اصیل کازرونی و البته شکل ظاهری آن که شبیه دمِ گاو سری برجسته و بیضی شکل دارد «دُم گُوی» می گویند،در صورتی که شاید بیشتر آنها ندانند که «دُم گاوی» در اصل چه بوده.بهتر است بدانیم:

چماق،مانند گرز و ششپَر است با این تفاوت که گرز و ششپَر آهنی و شش گوش است ولی چماق چوب دستی سرگِرِه دار است که از چوب درختان جنگلی مانند ارژن و امثال آن درست می شود. چوب های گره دار را طوری می برند که گره آن در سر قرار گیرد و بقیه ی چوب، دسته ی چماق شود. پس از بریدن و پرداختِ آن دُمِ گاو را «غِلِفتی»(کامل) در می آورند و روی آن می کشند تا بر استحکام آن افزوده شود.آن وقت چماق را «چماقِ دُم گاوی» یا به اختصار «دُم گاوی» می گویند.

2-بَچ بَرَک(بچّه بَر)

زمانی که بچه بودیم اگر بی موقع می خواستیم از خانه خارج شویم ،پدر و مادرمان با گفتن این جمله ما را می ترساندند تا از خانه بیرون نرویم (بَچ ای موقع نَر تو کوچه،بَچ بَرَک می برتِتا!). حال بدانیم این «بَچ بَرَک» که در آن زمان ها آنقدر ما را می ترساند چه بود؟

بزرگ ترها «بَچ بَرَک» را برای ما اینگونه توصیف می کردند: حیوانی با سری بزرگ به اندازه ی یک «مَجومِه»(مجمعه=سینی بزرگ مسی) که بچه ها را روی سر خود می نشاند و با خود می برد. به زبان ساده و خیلی مختصر (لولوی مدرن امروزی) بله همین لولوی خودمان که بچه های روشن فکر امروزی وقتی که اسمش را می آوریم،کلّی ذوق می کنند و در دل به عقب ماندگی ما می خندند.

3-ضرب المثل«فلانی نخود زیر زبونش نَمخُسه»(خیس نمی خورد)!

این ضرب المثل در مورد کسانی به کار برده می شود که حرفی را که از کسی می شنوند حتی برای مدّت کوتاهی نمی توانند در دل نگه دارند و زود آن را برای دیگران بازگو می کنند.این ضرب المثل می رساند که: اگر کسی بتواند دانه ای نخود را زیر زبان خود نگه دارد تا کاملاً بخیسد،پس می تواند راز دار خوبی باشد.البته نخود زیر زبان خیس خوردن کمی از واقعیّت به دور است و مبالغه می نماید، اما منظور این است که : آدمی که کم حرف باشد کمتر به غیبت یا افشای رازهای دیگران مشغول می شود.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 19:17  توسط  فرهنگ دوستان کازرون  | 

با درود به شما سروران و عزیزان بزرگوار.

به مناسبت این روزها (روزهای جنگ تحمیلی)،روزهای بزرگداشت شاعر معاصر شهرمان زنده یاد نصرا... مردانی،روزهای ظلم و جور به این شهر خسته و مردم خون گرم و مظلومش،و روزهای خوابزدگی ملّت همیشه بیدار!،شعری از زنده یاد نصرا... مردانی(ناصر) تقدیم حضورتان می شود.

شهر من شهر مجروح و خسته                    شهر آیینه های شکسته

شهر من شهر باران و پاکی                        کوچه در کوچه بن بست و خاکی

شهر من شهر دیروز ساسان                      شهر بیدار دشمن هراسان

تنگ چوگانش آکنده از رنج                          باغ هایش پر از عطر نارنج

شهر من شهر سرخ شقایق                       شهر سرسبز گل های عاشق

شهر من شهر گلروی نرگس                        شهر گلگشت و گلبوی نرگس

شهر من شهر طغیان و طوفان                     شهر دریای درخود پریشان

شهر من شهر خوب و صمیمی                    شهر گلدسته های قدیمی

شهرمن شهر آتش سوارن                          شهر تاریخی شهریاران

شهر من شهر خاموش فریاد                       شهر در بسته از دست بیداد

شهر من سنگر پایمردی                             شهر سرزنده در فصل سردی

شهرمن شهر معراج انسان                          شهرازدیو و از ددگریزان

شهرمن شهر گل های پرپر                           شهرسلمان و الله اکبر

شهرامروز و فردای باقی                               شهرفیروزه بوسحاقی

«شهرسبزی که اینک خزان است                     خسته از گردش آسمان است»



+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 23:22  توسط  فرهنگ دوستان کازرون  | 

درود بر شما یاران و همراهان گرامی:

که همواره این حقیر را بیش از حد و لیاقت مرهون محبت های خویش می کنید.قلم این وبلاگ به دلگرمی و پشتیبانی شما عزیزان می نویسد و قلب نویسنده ی آن به عشق شما می تپد.    

دوستان فرهنگ دوست:

رشد و پیشرفت اینترنت و استفاده های گوناگون از آن در شهر کازرون امروزه امری است انکار ناپذیر. اما هنوز بسیاری هستند که خبر از موجود بودن بیش از یک صدو هفتادوب سایت و وبلاگ کازرونی در دنیای مجازی ندارند.و هستند جوانانی که به جای بازدید از این وب سایت ها و وبلاگ ها و استفاده از مطالب به حق زیبا ، روح نواز ، آگاهی دهنده و البته آموزنده ساعت ها وقت خود را به بازدید از سایت ها و وبلاگ های سرگرمی، بازی و بعضاً نامناسب می گذرانند.در این خصوص با اطلاع رسانی در حد مطلوب با معرفی وبلاگ ها و وب سایت های کازرونی از طریق نشریات محلی می توان تا حدی این مشکل را برطرف کرد.بنابرین این حقیر با اجازه ی همه ی سروران ارجمند فهرستی از تمام وبلاگ ها و وب سایت های کازرونی تهیه کرده ام و پس از درج در این وبلاگ در اختیار آقای حاج فضل ا... عباس پور _که به درستی یکی از دلسوزترین افراد این جامعه و همچنین یکی از متعهدترین خبرنگاران این شهرستان و حتی این کشور هستند_قرار خواهم داد تا با چاپ آن در روزنامه ی طلوع و در صورت امکان در نشریه های دیگر شهرستان کازرون در معرفی این امکانات تقریباً رایگان قدمی هر چند کوچک در راه احیای فرهنگ و اندیشه های ناب این دیار کهن برداشته شود. به امید روزی که هر کازرونی برای خود و اندیشه و هدف خود یک وبلاگ داشته باشد. دوستان و سروران گرامی می توانند قبل از چاپ این مطلب در نشریات برای ویرایش یا حذف یک وبلاگ و یا از قلم افتادن یک وبلاگ یا وب سایت نظر ارزشمند خود را ابراز فرمایند.)فهرست وبلاگ ها و وب سایت های کازرونی در ادامه ی مطلب)

سبز و پایدار باشید.

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 7:47  توسط  فرهنگ دوستان کازرون  |